خرید بک لینک
زخمهایی تو زندگیمون هست که بعضی وقتها احساس خفگی میکنیم، چون نمیخوایم با کسی حرفی بزنیم و فکر میکنیم کسی حرف دلمون رو نمیفهمه!

منم یکی از آدمایی هستم که یه زخمهایی تو زندگیم هست که بعضی وقتها زیادی واسه خودم بزرگشون میکنم و فکر میکنم کسی نمیتونه درکم کنه. واسه همین تصمیم گرفتم اینجا دلنوشته هامو بنویسم تا شاید کسی پیدا شه که بتونه درکم کنه....

برچسب: نویسنده: آرمان حسینیان تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:16

زخمهایی تو زندگیمون هست که بعضی وقتها احساس خفگی میکنیم، چون نمیخوایم با کسی حرفی بزنیم و فکر میکنیم کسی حرف دلمون رو نمیفهمه!

منم یکی از آدمایی هستم که یه زخمهایی تو زندگیم هست که بعضی وقتها زیادی واسه خودم بزرگشون میکنم و فکر میکنم کسی نمیتونه درکم کنه. واسه همین تصمیم گرفتم اینجا دلنوشته هامو بنویسم تا شاید کسی پیدا شه که بتونه درکم کنه....

برچسب: نویسنده: آرمان حسینیان تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:16

خسته شدم دیگه از گریه کردن هام.یعنی میشه دوباره یه روزی بخندم؟ دوباره کسی رو دوست داشته باشم؟ دوباره کسی منو دوست داشته باشه؟نبودش توی زندگیم، یه تیکه از قلبم رو با خودش برده. قلب همون ساحلی که خودش رو دوست داشت، عاشق بود، میخندید و فکر میکرد هرکی نباشه کنارش ولی"اون" هست تا همیشه.کلافه ام و انگار یکی دستاش رو داره روی گلوم فشار میده و نمیذاره حرف بزنم. فقط اشکهام میاد.دلتنگشم انگار چندین ساله که ازش جدا شدم و ندیدمش.ولی کاش دوباره بتونیم کنار هم بخندیم مثل قبل.

برچسب: نویسنده: آرمان حسینیان تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:16

صفحه بندی